آسان پیپر - دانلود رایگان مقاله، ترجمه فارسی مقاله

بلاگ و خبر

آخرین اخبار و بروزرسانی ها را اینجا بخوانید!

سه احساسی که باعث می شود تحصیل در دانشگاه را ترک کنید!

سه احساسی که باعث می شود تحصیل در دانشگاه را ترک کنید!

شاید شما هم با دوستانی برخورد داشته اید که ناگهان تصمیم میگیرند تحصیلات تکمیلی در دوره کارشناسی ارشد یا دکترا را رها کنند. یا شاید خودتان از افرادی بوده اید که به این موضوع فکر کرده اید. آن همه سختی برای ورود به دانشگاه، جا افتادن در دانشگاه جدید، رفت و آمد، هزینه، استعداد و توانایی های جدید، بدست آوردن راه برقراری ارتباط با استاد راهنما، آشنا شدن با دوستان جدید، همه و همه را به ناگهان رها کردن و رفتن منطقی و عاقلانه به نظر نمی رسد! حداقل از دید یک نفر از بیرون ماجرا اینگونه است.

در این مقاله سعی داریم برخی احساسات که موجب این رفتار می شوند را بیشتر بشناسیم و راهی برای کنترل آن ها پیدا کنیم. خشم کنترل نشده، ترس بی اساس و نا امیدی، سه احساس رایجی هستند که باعث ترک تحصیل در مدارج عالی می شوند. بیاید آن ها را بشناسیم و قبل از اینکه آسیبی به ما برسد پیشگیری کنیم.


1- خشم

احساسی آشنا، که معمولا دانشجوها آن را در ارتباط با استاد راهنمای خود به شدت حس می کنند. شما هم چنین تجربه ای داشته اید؟ خیلی طبیعی است و همه ی ما این احساس را داشته ایم. می خواهید درس و دانشگاه را ترک کنید؟ لطفا بروید تهِ صف!

گاهی اوقات فشار اقتصادی و عدم توانایی برای رسیدن به جریان سریع تورم اقتصادی و سایر مواردی از این دست موجب خشم می شود. گاهی اوقات خشم ما از دست کم گرفته شدن دانش ما در ارگان ها و سازمان های مختلف است. اما راه حل برای کنترل این خشم چیست؟

 

راه حل: همدلی

سعی کنید اتفاقات را به گردن بدجنسی کردن مردم با شما نیاندازید، اتفاقات را به گردن کامل نبودن انسان ها بیاندازید. مردم نقشه ای مخفی برای آزار و اذیت شما ندارند. هدف آن ها در زندگی تحقیر شما نیست، استاد شما به صورت آگاهانه سعی بر تخریب یا تحقیر شما ندارد. این رفتارهای سوءی که مشاهده می کنید بخاطر بدخلقی ها، زمان بندی بد، گرفتاری در خانه، دعوا با فرزند و ... از آن ها سر می زند. لازم است که خود را جای دیگران بگذارید و دنیا را فقط از زاویه ی دید خود نگاه نکنید. همه چیز درباره ی شما نیست. فرض را بر این بگذارید که شما هدف فعالیت های سایرین نیستید. شما مرکز همه ی اتفاقات در جریان نیستید.

از خود بپرسید که واقعا مردم چه مشکلاتی ممکن است داشته باشند؟ چه چیزی ممکن است باعث رفتارشان شده باشد؟ آیا همه با انگیزه ی قبلی سعی می کنند در کار شما خرابکاری کنند یا نه، فقط اتفاقی اینگونه شده است؟


2- ترس

گاهی وقت ها به نظر می رسد فقط خشم است که محرکی قوی برای ترک تحصیل است، اما خوب که دقیق شویم ترس را هم می توانیم پیدا کنیم. شما به زودی با دو مسئله ی چالش برانگیز مهم در زندگیتان مواجه خواهید شد:

  • اینکه با موفقیت از پایان نامه ی خود دفاع کنید که واقعا کار سختی است
  • و اینکه باید برای بقیه ی زندگی خود پس از فارغ التحصیلی و بازار کار تصمیم بگیرید.

هر دو مسئله ی پیش رو بزرگ، سرنوشت ساز و ترسناک هستند.

 

راه حل: این را درک کنید، فقط شما اینطور نیستید.

اگر از آینده و تصمیم های پیش رو و سختی کار می ترسید، خب همه همینطور هستند، حتی استادتان. این احساس هیچوقت از بین نمی رود، هرچند هم مدرک علمی داشته باشید و پله های ترقی را طی کرده باشید باز هم این احساس هست. همه این احساس را با خود دارند. از یک خواننده ی اپرای اسپانیایی که 50 سال تجربه داشت در آخرین اجرای پیش از بازنشستگی اش پرسیدند که آیا هنوز هم پیش از اجرا اضطراب داری؟ او پاسخ داد: "البته که دارم. همیشه دارم. این ترس پس از سال ها مقداری کمتر شده است اما هیچگاه از بین نرفته است."

این موضوع را درک کنید که ترس شما طبیعی است. اگر ترس نداشته باشید باید به سلامت روانی خود شک کنید. می دانید چه کسانی ترس را احساس نمی کنند؟ افراد جامعه ستیز.

اگر از تغییر می ترسید، به استقبالش بروید و آن را در آغوش بگیرید. تغییر، فرصتی بزرگ برای رشد شما است.


3- نا امیدی

دانشجوی سرخورده و نا امیدی که نمی داند به کجا خواهد رسید، نمی داند با موقیت تحصیلش را پایان خواهد داد یا نه، این نا امیدی را هر روز و هر روز در درون خود انباشته می کند. نا امیدی از کار در آینده، نا امیدی از ازدواج، نا امیدی از درآمد کافی و غیره، می توانم ساعت ها از این نا امیدی هایی که یک دانشجوی تحصیلات تکمیلی در سنی با میانگین 28 سال تجربه می کند برای شما بنویسم.

 

راه حل: روی آن چیزی که می توانید انجام دهید تمرکز کنید.

چیزی که شما را نا امید می کند، تحت کنترل شما هست یا نه؟ اگر نیست، پس آن را رها کنید و انرژی خود را روی چیز هایی که در قوه ی اختیار شما هستند بگذارید. شما نمی توانید دنیا را درست کنید، شخصیت استاد راهنمایتان را درست کنید، وضعیت اقتصادی را متحول کنید. انرژی خود را صرف تمرکز روی توانایی های خود بکنید و از فرصت تحصیلی خود برای رشد خود استفاده کنید. باور کنید که با مهارت های شما و توانایی هایتان مشکلات برطرف خواهند شد. مثل هزاران کارآفرین موفقی که به خود متکی بودند و موفق هم شدند.


حرف آخر...

ترس، خشم و نا امیدی، روی همه تاثیر می گذارند. نه فقط شما. همه باید از این مسیر افتضاح عبور کنند! مشکل این است که شما فقط موفقیت های دیگران را میبینید و سختی هایی که کشیده اند را نادیده می گیرید. فریب نخورید. همه ترس و خشم داشته اند. اشکالی ندارد که ما هم این ها را داشته باشیم. تنها باید واکنش خود به این احساسات را کنترل کنیم تا موفق شویم.

 

نظرات کاربران